تقویم یا گاهشمار ابتدایی ترین و قدیمی ترین ابزار بشر برای برنامه ریزی و آینده نگری در زندگی بشمار می رود.
انسان از هنگامی که خود را شناخت، کوشید تا با کاربرد “گاه” های مختلف به زندگی خود نظم ببخشد. شاید بتوان نخستین “گاه” را نوبت های گرسنگی دانست که زمان خوردن و آشامیدن را روشن می کرد و سپس گاه خواب و بیداری و گذشت روز و شب برای او مفهوم یافت.
حرکت ماه، گاه بعدی بود که چرخش و تکرار فصول و گاه “سال” را به زندگی انسان وارد کرد. بشر با شکل گیری و پیشرفت تمدن های اولیه دو نوع گاهشماری قمری (ماهیانه) و شمسی (سالانه) را ملاک سنجش زمان در مقیاس های بزرگ دانست.
از آن پس صورت های متنوعی از گاهشماری و تقویم ابداع شد که بسیاری از آنها با گذشت زمان و رخدادهای تاریخی، تغییر یافته یا فراموش شدند.
بابلی ها را می توان اولین مردمی دانست که در تدوین سالنماها کوشیدند. تمدن باستانی بابل توجه ویژه ای به نجوم و اخترشناسی داشت و نخستین جدول های گاهشماری یا سالنما را در قرن هفتم پیش از میلاد و زمان سلطنت آشوریانیپال منظم ساخت.
نشانه هایی از مصریان باستان در دست است که تمدن آنها در 4000 سال پیش تقویم منظمی از ترکیب گاهشمار خورشیدی – قمری بود و شروع سال، با بالا آمدن آب رود نیل و طلوع ستاره شعرای یمانی همزمان بود.
از مهم ترین و نامدارترین تقویم های تاریخ گاهشمارهای بابلی، عبری، سومری، مصری، آشوری، چینی، مایاها، اسکندری، یونانی، رومی، هندی، بخت النصری، سلوکی، ترکان، اسلامی، ارمنی، یزدگردی، جلالی یا ایرانی، ژاپنی، ژولیانی، گریگوری یا میلادی است.
وجه مهم تفاوت آنها قدمت مبدا شمارش نقطه شروع سال خورشیدی یا قمری بودن آنهاست.
هم اکنون حدود 40 تقویم با مبدا و زمان آغاز سال متفاوت در جهان بکار می رود.

تقویم اسلامی یک چرخه 12 ماهه قمری دارد که آغازش هجرت حضرت محمد (ص) از مکه به مدینه است و آنرا ستاره شناسان 15 جولای 622 پس از میلاد می دانند، اکنون در قرن پانزدهم هجری هستیم.
در این تقویم چرخه ماهها در میان فصول هر 33 سال یکبار می چرخد و ماهی چون رمضان هر سال 11 روز زودتر از سال پیش آغاز میشود. مسلمانان برای تنظیم آداب دینی خود ماه جدید را با دیدن هلال ماه شروع می کنند اما امور مدنی کشورهای مسلمان بر پایه تقویم جدولی تنظیم می شود و کاربرد آن هم در کشورهای مختلف اسلامی یکسان نیست. سال هجری قمری با ماه محرم آغاز میشود و در هر سه سال یکبار ماه ذیحجه را کبیسه یا 30 روزه می گیرند.

تقویم ایرانی که نمونه اصلاح شده تقویم جلالی یا خیامی است و سالها را خورشیدی می شمارد. به گفته کیومرث نخستین پادشاه ایران اعتدال بهاری و روزی را که آفتاب به اولین دقیقه برج حمل در می آید، مبدا تقویم خود نهاد.
در سال 465 ه.ق. به امر جلال الدین ملک شاه سلجوقی و سعی حکیم عمر خیام و دانشمندان دیگر، این تقویم بر اساس گاهشمار خورشیدی یا اوستایی که متعلق به ساسانیان بود، تدوین شد.
این گاهشمار در سال 1304 هجری شمسی بنام تقویم رسمی کشور ایران در مجلس شورای ملی پذیرفته شد و مبدا آن هجرت پیامبر اسلام قرار گرفت، اما شمارش سالها، خورشیدی است و هر چهار سال یکبار اسفند ماه 30 روزه محاسبه میشود. نیز پس از انقلاب فرانسه تقویم جلالی به سفارش منجمان مدنی در آن کشور استفاده شد.

تقویم میلادی یا گریگوری برگرفته از قدیمی ترین تقویم رومیان که در سال 838 ق.م. پدید آمده است و در 46 ق.م. ژولیوس سزار، قیصر روم، آنرا با تغییراتی به نام تقویم ژولیانی و رسمی روم برای 1500 سال در اروپا رایج کرد. در قرن ششم میلادی یک راهب مسیحی مبدا گاهشمار را سال تولد حضرت عیسی (ع) نهاد و در 1582 به فرمان پاپ گریگوری سیزدهم اصلاح شد و به تقویم گریگوری تغییر نام یافت.

تقویم چینی که حدود 4500 سال پیش تدوین شد، بر اساس موقعیت خورشید و ماه سامان یافت و مبدا ویژه ای برای شمارش سالها ندارد. در آن سالها بر پایه چرخه های 60 ساله محاسبه می شوند و روز اول ماههای 29 یا 30 روزه مصادف روزهای آغاز هلال ماه در آسمان است.
هر دو یا سه سال یک ماه کبیسه به آن افزوده میشود تا با تقویم خورشیدی تطبیق داشته باشد. سال نو همزمان با سال نو میلادی در اوایل بهمن آغاز میشود.
روایت است که هر سال بنام 12 حیوان و بر اساس تقدم و تاخر دیدار این حیوانات با بودا نهاده شده است. ولی امور اداری چین بر پایه تقویم گریگوری تنظیم میشود. تقویم سنتی را هم برای تعیین زمان جشنها و فعالیت های کشاورزی بکار می برند.

تقویم هندو از تقویم هایی است که در شبه قاره هند بکار میرود. قمری است و سالهای کبیسه آن مصادف سالهای کبیسه تقویم گریگوری است. مبدا آن دوره ساکا است که در اعتدال بهاری سال 79 پس از میلاد آغاز شد. سال جدید هندو که اکنون 1924 است در اسفند ماه آغاز میشود.
تنوع فرهنگی سبب شده که تاریخچه تقویم ها در هند بسیار پیچیده و دارای 30 تقویم باشد که هندوان، بودایی ها و دیگران برای تعیین جشنهای مذهبی خود از آن بهره میبرند.

تقویم عبری که برای برگزاری مراسم و جشنهای مذهبی یهودیان بکار میرود.
نخستین دستور خدا به بنی اسرائیل توسط حضرت موسی (ع) تعیین حلول ماه عبری نیسان برای مبدا شمارش ماههای سال بود. خدا به مشه (موسی) و اهرون (هارون) در سرزمین مصر چنین فرمود:
“این ماه (نیسان) برای شما اول ماه ها باشد. این ماه برای شما اولین ماه از ماههای سال خواهد بود”.
بر این اساس تعیین شماره روزها، آغاز ماهها و شمارش سالها از مهمترین مسایل مورد توجه علمای یهود بوده است. طبق فرمان خدا اعیاد سه گانه یهود (پسح یا سالگرد خروج بنی اسرائیل از مصر، شاووعوت یا نزول تورات در کوه سینا، سوکوت یا جشن سایبان ها) باید در موعد مقرر و مراسم عبادی ویژه برگزار شود.
همچنین روزهای روش هشانا یا آغاز سال نو و یوم کیپور یا روزه بزرگ برای بخشایش گناهان که با آداب و احکام خاص همراهند، با دقت تعیین میشود زیرا به اعتقاد یهودیان در چنینی ایامی است که خدا سرنوشت سال گذشته را بررسی نموده و چگونگی وضعیت و گذران زندگی را برای سال پسین رقم می زند. نیز جداسازی تروما (سهم کوهن ها)، معسر (یک دهم) از محصول و بهایم و استفاده از میوه درختان غرس شده، بسته به تعیین دقیق روزها و ماههای سال بود.
دانستن شماره سالها برای این مهم بود که به فرمان خدا در تورات، پایان هر دوره هفت ساله سال شمیطا است که کشاورزی تعطیل میشد و گروهی از محکومان جرایم مالی آزاد میشدند.
در سال پنجاهم و پایان هفت دوره 7 ساله سال یوول فرا می رسید که آن نیز شامل احکام خاص خود بود و برای همین شمردن سالها اهمیت بسیار داشت.

taghvim تقویم calendar

طبق آیه ذکر شده در بالا، ماه های عبری با حلول ماه آغاز میشود و با حلول بعدی (یک دور گردش ماه به گرد زمین) پایان می یابد. زمان دقیق شروع ماه، وقتی است که کره ماه بین زمین و خورشید قرار دارد و در این حالت قابل دیدن نیست. این زمان به زبان عبری “مولاد” و به معنای تولد است. فاصله زمانی دو مولاد برابر 29 روز و 12 ساعت و 44 دقیقه و 3/1 1 ثانیه است.
بنابراین یک سال قمری 354 روز و 8 ساعت و 48 دقیقه و 40 ثانیه خواهد بود و از سال شمسی که حدود 365 روز و 6 ساعت است، 1 روز و 21 ساعت و 11 دقیقه و 20 ثانیه کوتاهتر است و این موجب تفاوت گردش ماههای قمری نسبت به سال شمسی می شود.
از سوی دیگر طبق فرمان تورات، عید پسح همواره باید در اوایل بهار و سوکوت نیز در اوایل پاییز برگزار شود.
درصورتی که اگر سال عبری طبق ماههای قمری شمرده شود، پس از گذشت 9 سال، عید پسح از اول بهار به آخر پاییز منتقل خواهد شد و این خلاف فرمان خدا در تورات است.
این اعیاد و جشنها افزون بر یادبود مذهبی و تاریخی جنبه کشاورزی هم دارند.
عید پسح هنگام برداشت جو، شاووعوت وقت تقدیم نوبرانه برداشت گندم و سوکوت زمان گردآوری محصولات از کشتزار به انبار است. ایام ویژه توبه یا روش هشانا و کیپور هم باید در محدوده زمانی اوایل پاییز قرار گیرند.
برای تطبیق این دو موضوع (قمری بودن ماهها و تطابق اعیاد و مناسبتها با سال شمسی) چنین مقرر شد که هر 2 یا 3 سال یکبار کبیسه اعلام شده و یک ماه به آن افزوده شود (سال 13 ماهه) و به این ترتیب از چرخش ماهها و مناسبت ها نسبت به سال شمسی جلوگیری میشود.

calendar tagvim تقویم

اعلام سال کبیسه را در ابتدا مجمع عالی روحانیون یهود بصورت مشورتی انجام می داد چنانکه شروع ماهها (به ویژه ماههایی که اعیاد مهم در آنها بود) با دیدن حلول ماه توسط همین مجمع انجام و با ارسال پیک به آگاهی مناطق یهودی نشین رسانده میشد. علما و دانشمندان یهود برای تنظیم و تثبیت تقویم عبری بسیار کوشیدند و در حدود سال 1410 عبری گونه نهایی و امروزی آن را دانشمندی بنام هیلل دوم تنظیم کرد.
مبنای شمارش گاهنامه عبری آفرینش حضرت آدم در نظر گرفته شده است. طبق گفتار تورا، خدا در شش مرحله، دوره یا شبانه روز جها ن را آفرید و در آخرین مرحله بشر متعقل را پدید آورد. سپس بطور دقیق عمر آدم اول را می فرماید و تاریخ جهان (یهود) را با طول عمر نسل های پسین حضرت آدم تا حضرت نوح، ابراهیم، موسی و انبیای بعدی بنی اسرائیل تا اوایل آبادی معبد دوم بیت همیقداش شرح میدهد. با محاسبه این سالها از مبدا مذکور طول تاریخ گاهشمار عبری به 5768 سال (در سال 87-1386 هجری شمسی) می رسد.
این تقویم از دوره های 19 ساله تشکیل شده است و علت گزینش این عدد، آن است که هر دوره 19 ساله که 12 سال آن معمولی و 7 سال کبیسه باشد، دقیقا برابر 19 سال شمسی خواهد بود.
دوره 19 ساله تنها 1 ساعت و 27 دقیقه از مجموع زمان 19 سال شمسی کمتر خواهد بود که بشمار نمی آید که در نتیجه ماههای قمری و همه سالها شمسی خواهند بود.
با دانستن زمان حلول هر دوره 19 ساله و افزودن 2 روز و 16 ساعت و 33 دقیقه میتوان به راحتی و با دقت حلول دوره بعدی 19 ساله را حساب کرد.
سالهای کبیسه یا 13 ماهه در هر دوره عبارتند از:
سال 3، 6، 8، 11، 14، 17 و 19
برای تعیین سال هایی که کبیسه هستند آن سال را بر 19 تقسیم می کنیم.
اگر مانده، یکی از اعداد ، 6، 8، 11، 14، 17 یا 19 باشد، آن سال کبیسه خواهد بود.
بطور مثال در تقسیم سال 5760 بر 19، عدد 3 می ماند که جز سالهای کبیسه است.
ماههای عبری در ابتدا اسم مشخصی نداشتند و در تورات و دیگر متون مذهبی و کهن یهود با ذکر شماره (ماه اول، دوم، …) نام برده شده اند. بعدها بر اثر حمله بخت النصر به سرزمین مقدس و اسارت یهودیان به بابل با تاثیر از فرهنگ بابلی ماههای عبری نام ویژه خود را یافتند.
ماههای عبری هر سال در محدوده 20 روزه ای نسبت به ماههای ایرانی در نوسان هستند و ترتیب آن با توجه به این ماهها همانگونه است.
چون دوران چرخش ماه بدور زمین سی روز کامل نیست و 29 روز و 12 ساعت و 44 دقیقه است، نمی توان اول ماه را در بخشی از روز اعلام کرد چنانکه در سفر بمیدبار، فصل 11، آیه 20 آمده است و علما از این آیه نتیجه گرفته اند که روزها را میتوان برای آغاز ماه برشمرد و ساعتها را نه. از این رو برای کامل بودن روز، ماههای سال قمری را بطور متناوب 29 روزه و 30 روز تعیین کرده اند. با دانستن زمان حلول ماه قبل و افزودن 1 روز و 12 ساعت و 1080 حِلق میتوان زمان حلول ماه بعد را دریافت و با افزایش این زمان به حلول ماه بعد و ماههای آتی حتی تا پایان جهان را میتوان محاسبه کرد.
برابر آیه مذکور، خداوند ماه نیسان را که خروج بنی اسرائیل از مصر در آن رخ داد، اول ماههای عبری نهاد و ماههای دیگر نسبت به این ماه شمرده میشوند (طبق ترتیب فوق). اما مبدا شمارش سال یا آغاز سال نو (تقویمی) در گاهشمار عبری از ماه تیشری یا هفتمین ماه است. نیز روشن است که در سالهای 13 ماهه، ادار دوم به ترتیب ماهها افزوده میشود و مناسبت هایی که در ماه ادار قرار دارند (مانند جشن پوریم) در دومین ادار برگزار میشوند.
در تقویم عبری سه نوع “سال” ازنظر تعداد روزهای آن وجود دارد. با توجه به اینکه سال قمری، معادل 354 روز و 8 ساعت و 48 دقیقه است، برای آسانی در محاسبات، در هر دوره سه نوع سال داریم: ناقص (353 روز)، منظم (354 روز) و کامل (355 روز) طبق نظم خاصی در نظر گرفته می شوند. در سالهای کبیسه تعداد روزهای ماه سیزدهم به این روزها اضافه میشود.
یکی از دلایل تنظیم گاهنامه به این روش آن است که تا حد امکان سه روز پیاپی تعطیل مذهبی واقع نشود زیرا در بیشتر اعیاد مذهبی کار برای یک یا دو روز حرام اعلام شده است و قرار داشتن این ایام بلافاصله پیش یا پس از روز شنبه که در آن کار کردن منع شرعی دارد، را دشوار می سازد، از این رو دستورهای زیر درباره تقویم داده شده است:

1 . هرگز عید پسح از روز دوشنبه، چهارشنبه یا جمعه آغاز نمی شود.
2 . هرگز عید شاووعوت از روز سه شنبه، یا شنبه آغاز نمی شود.
3. هرگز عید سوکوت و روش هشانا از روز یکشنبه، چهارشنبه یا جمعه آغاز نمی شود.
4. هرگز یوم کیپور در روزهای یکشنبه، سه شنبه یا جمعه قرار نمی گیرد.

برای آسانی در تنظیم تقویم، دانشمندان یهودی مانند هارامبام جداول چند صد ساله یا حتی هزار ساله تقویم عبری را فراهم کرده اند که با اندک تجربه و دقت در قوانین تقویم هر سال عبری قابل محاسبه است.
هم اکنون جدول تقویم عبری تا سال 6000 عبری (حدود 2 قرن آینده) تنظیم شده و آماده است.
اول ماه نو عبری “روش حودش” نام دارد که در گذشته های دور مراسم ویژه ای برگزار میشد اما امروزه تنها یک نوبت نماز اضافی بنام موساف با متن ویژه هیلل به معنای مدح خداوند و آیاتی از تورا خوانده میشود. برگزاری سوگواری یا روزه در این روز منع شده است.
در مورد ماههایی که 30 روزه هستند، مراسم ماه نو یا روش حودش 2 روزه برگزار میشود یعنی روز سی ام ماه قدیم و روز اول ماه جدید.
در یکی از شب های بین هفتم تا پایان چهاردهم هر ماه نیزدعایی بنام دعای ماه نو خوانده میشود و قدرت خداوند در تنظیم مدارات و گردش اجرام آسمانی مانند ماه ستایش میشوند.
به عقیده علمای یهود هر 28 سال یکبار منظومه شمسی و در مرکز آن خورشید به نقطه و مداری که در روز آفرینش قرار داشته است، داخل میشود. آخرین دعای آفتاب در روز چهارشنبه 14 نیسان سال 5769 عبری (19 فروردین 1388 شمسی) بود و مراسم بعدی در روز چهارشنبه 23 نیسان سال 5797 عبری (20 فروردین 1416 شمسی) برگزار خواهد شد.اعتقاد بر این است که زمان گفتن براخا (دعا) تا
1/4 از طول روز می باشد ( حدودا 10 صبح) پس از آن تا ظهر شرعی، می توان بدون ذکر نام خداوند دعا را خواند. و براخا را باید در مکانی گفت که بتوان مستقیما خورشید را رویت نمود.
تاریخ مراسم شرعی یهود مانند برمیتصوا، بت میتصوا (زمان به تکلیف رسیدن پسر و دختر) و سالگرد فوت افراد هم بر پایه تقویم عبری سنجیده می شوند.
برای تبدیل تاریخ عبری به هجری شمسی، در شش ماه اول سال شمسی، رقم 4381 و در نیمه دوم، رقم 4382 از سال عبری کم میشود. بعنوان مثال:
اردیبهشت 5770 با کسر 4381 معادل 1389 شمسی خواهد شد.
برای تبدیل تقریبی سال عبری به میلادی باید 3760 سال را از تاریخ عبری کاست.
منابع:
نجوم قبل از تکنولوژی (یوسف ستاره شناس)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *